نژلا و نیلانژلا و نیلا، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 9 روز سن داره

فرشته های آسمانی ما ، نژلا و نیلا

شیطونک ها حوصله شون سر رفته ....

  دخترای شیطون ما حوصله شون سر رفته ... کم کم دارن از شکم مامانی شون می پرن بیرون ، انقدر لنگ و لگد میزنن که آدم می ترسه یه بلایی سرشون بیاد!! دخترا الان دیگه 32 هفته و 5 روزتونه ، فرشته هامون بزرگ شدن و وروجک ، خدا جونم سالم نگهشون دار، اتاقتون هم دیگه کم کم  آماده است    کلی بابا و مامان زحمت کشیدن که جای دو تا فسقلی رو آماده کنن.  این عکس اولشه ...  اینم عکس وسط کارشه  .....  آخرشم باشه واسه دفعه بعد .... آخه یه کوچولو از کارش مونده دلمون می خواد زودتر بغلتون کنیم   +    ( البته یه خورده هم مامانی نگرانه ...  )   زودی بیاین خوشگلا...  ...
5 خرداد 1392

ماه ششم هم داره تموم می شه ....

   نازدونه ها ، چند روزه که مامان و بابا دارن اتاق شما دو تا وروجک رو خالی می کنند،    بالاخره تمام شد   ، البته حالا اول ماجراست تا یه اتاق زیبا براتون درست کنیم که وقتی شما فرشته ها از بهشت میاید اینجا انقدر خوشگل باشه که غریبی نکنه واستون   این هفته دکترتون گفت که کاملاً سالمید و توی مانیتور شما ها را نشونمون داد ( که البته شبیه دو تا مارمولک کج و معوج کوچولو بودید ) خدا رو شکر،  مرسی از مامان بهاره که کلی مواظب شماست . البته شما دو تا شیطون هم دارید بزرگ و تپل تر می شید ( ماشاالله ) و کم کم مامانی رو با کمر درد و بی خوابی اذیت می کنید. با خواب مامان بهاره شوخی کردن عواقب خطرناکی داره ها ... من گف...
10 فروردين 1392

خودتون رو توی تک تک لحظه هامون جا کردید!

دخملای خوشگل ، تا الان اسمتون " نیکا و نیلا "  ست . قربون دخترای خوشگلم برم که دیگه توی دل مامانشون وول می خورن و بابایی می تونه حسشون کنه ، کلی آماده کردیم خودمونو واستون ، همه وسایلتون و خریدیم ولی هنوز اتاقتون آماده نیست ... از دست این بابا و مامان تنبل ... توی دقیقه های زندگیمون خودتونو جا کردید . موضوع اول صحبت ما و اطرافیان چه تو خونه چه مهمونی ها شمائید .   خدا جونم دخترامونو سالم و صالح بهمون هدیه کن ... ...
15 بهمن 1391

رنگین کمان روزگارمان با دو رنگ شاد و زیبا کامل شد!

فکر می کردیم تعداد داره ، از رحمانیت بی انتهاش یکی خواستیم دو تا هدیه کرد... گیج از نفهمیدن حکمتش ، چشم های نگران از توان مان را به آسمان می دوزیم و می گوئیم شکر ... برای همیشه شکر ... همیشه ای که فکرمان را از ترس کم توانیمان در دریای بیکران تدبیرش پاک می کنیم و آرامش را دوباره در آغوش لطفش می جوئیم. آذین می بندیم ورود دو فرشته آسمانی به خانواده گرم و کوچکمان را !   از همین حالا دلمون تنگه واسه اومدنتون ...
15 دی 1391